وقتی نوزادی به دنیا می آید، دنیای والدین برای همیشه تغییر م یکند. زن و شوهر نقش جدیدی را می پذیرند که مادر و پدر بودن است و تقریباً بر تمام زندگی آنها تأثیر می گذارد. مادر شدن تجربه ای سرشار از شگفتی هاست. بزرگترین شگفتی ، شدت احساسات مادر نسبت به کودک تازه به دنیا آمده است. قبل از تولد وی حتی تجسم زندگی همراه با مسئولیت مراقبت و نگهداری از یک کودک دشوار به نظر می رسد. اما پس از تولد او زندگی بدون وجود این انسان کوچک و دوست داشتنی غیر قابل تصور است. مادر شدن تجربه ای شگفت آوراست اما کیفیت این تجربه از یک زن به زن دیگر متفاوت است. مادر پس از به دنیا آوردن فرزندش با مفاهیم مربوط به عشق اشتغال ذهنی پیدا می کند.او می اندیشد که آیا نوزاد تازه متولد شده را انچنان که باید دوست دارد ؟ آیا کودک عشق و محبت وی را درک می کند ؟ آیا وی مادری طبیعی با غرایز مادرانه بهنجار است؟ مادر عاشق فرزندش می شود اما این پدیده کاملا ناگهانی نیست،بلکه فرآیندی مشابه عاشق شدن دو فرد بزرگسال را طی می کند.مادر،همانند یک عاشق در نگاه به معشوق خود ، می تواند برای ثانیه ها صامت و ساکت به چشمان فرزندش خیره شود .وی همچون یک شیفتهء عاشق،در فرزندش تنها زیبایی و حسن می بیند و با خود زمزمه می کند : او قشنگترین کودک دنیا است .